X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 10:21 ب.ظ

کودک برای رشد و سازندگی شخصیت وجودی اش از همان اوان کودکی از رفتارهای اعضای خانواده به ویژه والدین خود تقلید می کند و در حقیقت رفتارهای گوناگون را از طریق مشاهده یا یادگیری ضمنی از آنها می آموزد.
جهانبخش جهانبخشی , کارشناس ارشد علوم تربیتی , با بیان این که الگوهای رفتاری , نقش مهمی در فراگیری رفتارهای سازنده دارند , والدین بالاخص مادر را الگویی موثر بر رفتارهای کودک در ماه های نخست زندگی تا سه الی چهار سالگی او دانست .
وی خونگرمی , خونسردی , بی تفاوتی , افسردگی و شادابی مادر را در سال های نخست زندگی کودک و حتی در دوران بعدی رشد و تحول شخصیت کودک موثر خواند و تصریح کرد : وجود مادر لوس کننده , مادری که به کوچک ترین خواسته طفل پاسخ مثبت می دهد و هیچ گونه محرومیت طبق ضابطه و کنترلی برای او قائل نیست , از طفل فردی پرخاشگر و پرتوقع بار می آورد.
وجود مادری مسلط و سلطه جو از طفل موجودی فعل پذیر , خجالتی و بی کفایت می سازد و مادری مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی طبعا فرزندی با روح و روان بیمار تربیت می کند.
حال اگر پدر و مادر در زندگی زناشویی و در رابطه با بچه ها رفتاری متعادل پیش گیرند و این نوع رفتار را اصل قرار دهند , کودک در محیطی متعادل از نظر عاطفی و روانی رشد و پرورش می یابد و این محیطی است که کودک بسیار نیازمند آن است .
محرومیت و احساس ناایمنی طولانی و یا دائمی کودک به جهت مشغله کار پدر و مادر , کودک را در حالت هیجان و اضطراب مداوم نگه می دارد و کم کم باعث می شود که کودک به بیماری های روانی مبتلا شود. »
وی توضیح داد : « روان شناسان در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که منبع اصلی رضایت خاطر و امنیت کودک تماس بدنی مادر است .



همچنین بعضی از تجارب واقعی زندگی فقط از ارتباط با مادر اصلی و طبیعی می تواند بدست آید. اولین تماس بدنی باعث احساس ایمنی و عاطفی در کودک می شود. فقدان مادر این احساسات را از او گرفته و باعث ایجاد ناراحتی های روانی در آینده می شود.



جهانبخشی تاکید کرد : به تجربه ثابت شده بچه هایی که در دوران نوجوانی به بزهکاری دست زده اند کسانی بودند که تا پنج سال اول زندگی از محبت مادری محروم بوده اند و کودکانی که در موسسات و پرورشگاه ها تربیت می شوند , غالبا از نظر عقلانی عقب مانده تر از اطفالی هستند که در شرایط سالم خانوادگی و در ارتباط با مادر رشد می کنند. آنها حتی از لحاظ عاطفی نیز اختلالات بیشتری از خود بروز می دهند.



وی افزود : آزمایش های متعدد نشان داده است مادرانی که در دوران بارداری با جنین خود همانند یک انسان کامل رفتار کرده اند و با او در مواقع مختلف سخن گفته اند و رفتار خود را برایش توضیح داده اند , فرزندانی با هوش بیشتر و توان ذهنی بالاتر نصیب شان شده است .



جهانبخشی برای این مساله توضیحی زیستی ارایه و توضیح داد : « مایعی که جنین در آن غوطه ور است ترکیب شیمیایی پیچیده ای است که مواد آن در ارتباط با فعل و انفعالات که در بدن مادر صورت می پذیرد , دست خوش تغییر می شوند.



استرس و فشار روانی مادر می تواند به تولید مواد مضری منجر شود که تاثیری نامطلوب بر روی مایعی که جنین در آن قرار دارد بگذارد. وی با بیان این که وقتی مادر می خواهد به فرزند خود نشان دهد که احساسات او را می فهمد , با او همنوایی می کند , تصریح کرد : « مثلا اگر کودک از شادی یا گرسنگی جیغ بکشد , مادر به آرامی و نرمی با او حرف می زند و با این کار سطح هیجان و فشار وارده بر کودک را کاهش می دهد.



این همنوایی ها گاه بسیار ظریف است مثلا مادر می تواند لحن صدای خود را با جیغ کودک هماهنگ کند. یا زمانی که کودک جغجغه را به صدا در می آورد با صوتی خوشایند به کودک کمک می کند که آرامتر بازی کند. این کارشناس ارشد مشاوره الگوهای صوتی مادر را در ترسیم الگوهای ارتباطی ـ اجتماعی کودک موثر خواند و یادآور شد : « صوت مادران علاوه بر نقش آفرینی در پیشینه بیماری زایی و بروز اختلالات رفتاری کودک , خاصیت درمانگری و تربیتی نیز دارد. اصولا کودک از پیام های حسی دریافت شده تصویر ذهنی می سازد و به تعبیر آن تصاویر می پردازد و نتیجتا در یک گفت وگوی درونی درباره احساسات حاصل شده , احساساتی از خود نشان می دهد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo